محمود بن عثمان
76
مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى )
گردانند و نفسى نگذارند كه فوت شود ؛ و شب تا روز ، در ذوق و حضور و زندگى دل قيام نمايند و خورد و خواب بر خود حرام گردانند الّا مقدار ضرورت : چندان بخورند كه دانند كه ثقلى و گرانيى در طبيعت پيدا نيايد و لذت عبادت زائل نگردد و دل تاريك نشود . بايد كه خواب قطعا به اختيار نكنند . اگر اندكى همچنين كه در قيام باشند يا در ركوع يا سجود يا تهجّد يا در ميانهء ذكر خواب غلبه كند ، در حال پيدا گردد ، اين مقدار خواب حلال است در حق روندگان اين راه . باقى عادت اهل غفلت است . و در تفسير « وَ الَّذِينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ » ( مؤمنون : 8 ) چنين آوردهاند كه حق تعالى در وقت مرگ از بنىآدم بازخواست كند كه مدت عمر امانت ما بود كه به تو سپرده بوديم . اگر در اين امانت هيچ خيانت نرفته باشد و جملهء اوقات و انفاس بر اداى حقوق عبوديت قيام نموده باشد ، رستگارى يابد ؛ و الّا هر ساعتى و لحظهاى و نفسى كه ضايع شده باشد عتابى و ملامتى و غرامتى ثابت گردد . و درين ايّام كه عهد ماست ، اين شرائط به جايى نياوردهايم و كار سخت مشكل است ، بايد كه ياران ما اين طريقه بر خود سهل نگيرند و مردانه تن در كار نهند ؛ و شبهاى اين زمستان و اين وقت كه زمستان است غنيمت شمرند ؛ و شب همه شب چنان دانند كه سماع است و به پاى بايستند و موافقت پيشوايان و مقتدايان دين كه بيست سال و سى سال و چهل سال شبهاى دراز به قيام و سجود گذرانيدهاند و نماز صبح به وضوى نماز خفتن گزاردهاند بكنند ؛ و غنيمت دانند كه پيدا نيست كه بعد از اين زمستان ، زمستانى ديگر بازخواهيميافتن يا نه ؟ « اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ » ( قمر : 1 ) ، وقت كوچ كردن رسيد . « قد دنا الأمر . » موسم مرگ نزديك آمد . « لم يبق من العمر شىء . » هيچ از عمر نمانده است . و هر نفسى كه از عمر عزيز فوت شده است و ضايع كردهايم مصيبتى تمام افتاده است . اى عجب از كسى كه به روايى سماع كردن مانده است ! يقين ببايد دانست كه در اين راه هيچ چيز سودمندتر و بهتر از اندوه نيست . « و من يرد اللّه به خيرا جعل فى قلبه نائحة . و اللّه تعالى يحبّ كلّ قلب حزين . » چون چنين نادان شدهايم و طريقهء آبا و اجداد خود فروگذاشتهايم و به مراد